ذبيح الله صفا
25
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
بخونخواهى قطب الدين و فرزندان او برخاست و خسرو و برادرش خان خانان را از ميان برد و بعد ازين خدمت و نيز بسبب آنكه چند بار جلو حملهء تركان ماوراء النّهر را گرفته بود ، با عنوان سلطان غياث الدين تغلقشاه بسلطنت برگزيده شد و بدين نحو سلسلهء جديدى از پادشاهان اسلامى شمال هند بنام تغلقيه بوجود آمد كه از 721 تا نزديك صد سال سلطنت مىكردند . پسر غياث الدين يعنى محمّد بن تغلق كه پادشاهى مدبّر بود براى آنكه شبهجزيرهء دكن را نيز بتواند اداره كند ، پايتخت خود را بقلعهء « ديوگيرى » برد و آنجا را دولتآباد ناميد . خرابههاى اين قلعه و شهر نزديك اورنگآباد كنونى باقيست . اگرچه سلطان محمّد بن تغلق توانست ممالك وسيع خود را با موفقيّت اداره كند ليكن در عهد جانشينان او كشور تغلقى دچار تجزيه گرديد و دولت سلاطين دهلى بناحيهء كوچكى منحصر شد و در چنين وضعى بود كه امير تيمور بسال 800 هجرى به قصد تسخير هندوستان عازم آن كشور گرديد و در محرّم سال 801 از رودخانهء سند عبور نمود . به همان ميزان كه دولتهاى مسلمان دهلى قلمرو تسلّط خود را در هندوستان توسعه مىدادند به همان نسبت هم وسيلهء انتشار زبان فارسى و فرهنگ ايرانى و اسلامى در هندوستان ميشدند و هرچه بر ميزان ثروت اين دولتها افزوده ميشد ، توجّه شاعران و نويسندگان و علما و مشايخ از ايران بسرزمين ثروتمند و پهناور جديد اسلامى افزايش مىيافت و دشواريهايى را كه در ايران براى دستهء مذكور حاصل مىگرديد ، جبران مىنمود . آل اينجو از خاندانهايى كه بعد از مرگ سلطان ابو سعيد بهادر خان در ايران داعيهء استقلال يافتند يكى اولاد امير شرف الدين محمود شاه اينجو هستند . وى اصلا وكيل املاك خالصهء ايلخانى بود و سپس در عهد سلطان ابو سعيد وزارت يزد و كرمان و فارس و جزاير خليج فارس يافت و بعد بر اثر آنكه قدرت بسيار حاصل كرده بود بامر سلطان ابو سعيد ازين سمت خلع شد و سپس از در عصيان درآمد و بامر سلطان بزندان افتاد و بعد از مرگ ابو سعيد بر اثر خويشاوندى با غياث الدين محمد بن رشيد الدين فضل اللّه باز در كارها دخالت يافت ليكن « ارپاگاون » جانشين ابو سعيد بهادر